صائن الدين على بن تركه

399

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

عرفا و صوفيه بسيار بدان استناد مىكنند ( براى مثال بنگريد به : ثلاثة مصنفات ، ص 39 ، « كتاب سيرة الأولياء » ؛ شروح سوانح ، ص 39 ؛ الإنسان الكامل ، ص 62 ) . كأنّك تراه ( ص 251 ، 252 ) : بنگريد به : « الإحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه » . كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه ( ص 132 ) : جمله‌اى از اوايل خطبهء نخست امير المؤمنين على ( ع ) در نهج البلاغة است كه مىفرمايد : « أوّل الدّين معرفته ، و كمال معرفته التّصديق به ، و كمال التّصديق به توحيده ، و كمال توحيده الإخلاص له ، و كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه » ( نهج البلاغة ، ص 23 ) . كنت سمعه و بصره ( ص 134 ) : بنگريد به : « لا يزال العبد يتقرّب إليّ بالنّوافل » كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف . . . ( ص 244 ، 245 ) : به عنوان حديث قدسى شهرت يافته ، اما در منابع معتبر حديث شيعه و سنى سند ندارد . ابن تيميه تصريح كرده كه سخن پيامبر نيست و سند صحيح و حتى ضعيف ندارد ؛ زركشى ، حافظ ابن حجر در اللآلي المنثورة ، سيوطى و ديگران از همين گفتهء ابن تيميه پيروى كرده‌اند ؛ اما شيخ قارى گفته است كه معناى آن صحيح است و از آيهء وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ( الذاريات / 56 ) مستفاد مىشود ؛ چنان كه ابن عباس در تفسير آيهء مزبور گفته است « ليعبدون » به معنى « ليعرفوني » است ؛ يعنى جن و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا بشناسند ( سلسلة الأحاديث الضعيفة ، ج 1 ، ص 132 ) . پس هدف از آفرينش ، شناخت خدا بوده و معنى اخير با حديث مورد نظر مطابقت مىكند . صوفيه اين حديث را در آثار خود بسيار مىآورند و تأويل‌هاى زيبايى از آن ارائه مىدهند . عين القضات آفرينش را وسيله‌اى مىداند كه جمال معشوق ازلى به واسطهء آن تجلى كرده است ، و مىگويد : « آنچه گويند عاشق ، جمال طلبد تا در كار آيد ، راست است ؛ اما به حقيقت ، جمال ، عاشق طلبد تا در گفتن اسرار آيد ، كنت كنزا مخفيا لم أعرف . . . سرّ اين معنى است » ( لوائح ، ص 55 ) . نجم رازى زيباترين و مفصل‌ترين تأويل عرفانى حديث مزبور را مىآورد كه در آن حضرت داود سؤال مىكند : خدايا مخلوقات را چرا خلق كردى ؟ و خداوند پاسخ مىدهد : « كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف ، فخلقت الخلق لأعرف » : « من گنج پنهان بودم ؛ دوست داشتم كه شناخته شوم . پس مخلوقات را آفريدم تا شناخته گردم » . سپس مطالب بسيار دلپذيرى دربارهء تجلى خداوند و تقدم ازلى حبّ الهى بر حبّ بندگان ذكر مىكند ( بنگريد به : مرموزات اسدى در مزمورات داودى ، ص 12 به بعد ) . محمد باقر مجلسى هم از عبارت مورد نظر به عنوان حديث قدسى ياد كرده است ( بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 199 ) . لا نبيّ بعدي ( ص 33 ) : بخشى است از حديث منزلت كه در شأن والاى امير المؤمنين على ( ع ) صادر